تبليغاتX
Dead Man Walking
just by the time you think you're alive , you're starting to die.....We're all Dead Men Walking


این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

 گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت.


این چه جهانیست؟!
این چه بهشتیست؟!
این چه جهانیست که نوشیدن می نارواست؟!
این چه جهانیست؟
این چه بهشتیست , در آن خوردن گندم خطاست؟!
این چه بهشتیست؟
آی رفیق این ره انصاف نیست

این جفاست.
راست بگو راست بگو راست
فردوس برینت کجاست؟
راست بگو راست بگو راست
فردوس برینت کجاست؟

راستی آنجا هم
هرکس و ناکس خداست؟
راست بگو راست بگو راست
فردوس برینت کجاست؟

بر همه گویند که هشیار باش
بر در فردوس نشیند کسی
تا که به درگاه قیامت رسی
از تو بپرسند که در راه عشق

پیرو زرتشت بدی یا مسیح؟

دوزخ ما چشم به راه شماست
راست بگو راست بگو راست
آنجا نیز
باز همین ماجراست؟!؟!
راست بگو راست بگو راست
فردوس برینت کجاست؟!

این همه تکرار مکن می هماست
کفر مگو شکوه مکن بر خدات
پای از این در که که نهادی برون
در قل و زنجیر برندت بهشت


وای به حالت هما ی
وای به حالت
وای به حالت هما ی
وای به حالت
این سر سنگین تو از تن جداست.

نه ,,نه,, نه
توبه کنم باز,
حق با شماست

نه ,,نه,, نه

توبه کنم باز,
حق با شماست

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 23:19  توسط Milad | 

photo by Milad J Moghadam


يادآوري قوانين مورفي تسکين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه يک تکنسين خنگ تمام سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت: "اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه" و اين اولين قانون مورفي بود. در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند.

حالا قوانين مورفي و قوانين استنباط شده از آن :
- اگر در توده يا کپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.
- هيچ کاري آن طور که به نظر مي رسد ساده نيست.
- وقتي در ترافيک گير کرده اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه مي افتد.
- هر کاري بيش از آنچه فکرش را مي کني دو برابر آنچه بايد وقت مي برد. مگر اينکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي گيرد.
- هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن.
- اگر چيزي را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازي احمق باهوش تري پيدا مي شود و کارت را خراب مي کند .
- در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.
- وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکت مي کنند مگر آن که شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته اند.
- اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي .
- احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد.
- هر وقت خودت را براي انجام دادن کاري آماده کرده اي ناچار مي‌شوي اول کار ديگري را انجام دهي.
- اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکان هاي غيرقابل دسترس مثل کانال آب يا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالي که روشن است) مي افتند.
- مادر هميشه راه بهتري براي انجام کارتان پيشنهاد مي کند البته بعد از اينکه کار را به سختي انجام داده باشيد.
- هر چه بيشتر سعي کنيد چيزي را از مادرتان پنهان کنيد او بيشتر به وب کم شبيه مي شود.
- 80% امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده اي.
- وقتي قبل از امتحانات نکات را مرور مي کني مهمترين شان ناخوانا ترينشان است.

قوانين اتوبوسي مورفي:
- اگر تو ديرت شده اتوبوس هم دير مي آيد.
- اگر زود برسي اتوبوس دير مي آيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است.
- اگر بليت نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري که بليت هم داري.
- هر چه بيشتر از راننده بپرسي که کدام ايستگاه بايد پياده شوي احتمال اين که درست راهنمايي ات کند کمتر خواهد شد.
- مدت زيادي منتظر اتوبوس مي ماني و خبري نيست پس سيگاري روشن مي کني. به محض روشن شدن سيگار، اتوبوس مي رسد. (به عبارت ساده اگر سيگار را روشن کني اتوبوس مي رسد).
- اگر براي زودتر رسيدن اتوبوس سيگار را روشن کني اتوبوس ديرتر مي آيد.

قوانين كامپيوتري مورفي:
- ديسک مشتري در سيستم تو خوانده نمي شود.
- اگر براي خواندن آن نرم افزار پيچيده اي روي سيستمت نصب کني آخرين باري خواهد بود که چنين ديسکي به دستت مي رسد.

قوانين عاشقانه ي مورفي :
- همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد .
- هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بيشتر است.
- شعور ضربدر زيبايي ضربدر در دسترس بودن مساوي عددي ثابت است. ( که اين عدد هميشه صفر است).
- ميزان عشق ديگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با ميزان علاقه تو به آنها.
- چيزهايي که يک زن را بيش از هر چيز به مردي جذب مي کند همانهايي اند که چند سال بعد بيشترين تنفر را از آنها خواهد داشت.

فلسفه مورفي

" لبخند بزن... فردا روز بدتريه "


و اما سرنوشت خود آقاي مورفي :
يه شب تو يه بزرگراه سوخت ماشين آقاي مورفي تموم مي شه. اون شب تو بزرگراه ترافيک بوده و ماشين ها با سرعت مورچه مي رفتن. آقاي مورفي هم مي زنه بقل که بقيه رو با تاکسي بره. همينجوري ريلکس کنار بزرگراه واستاده بوده که يهو ماشين يه توريست انگليسي که داشته خلاف جهت مي اومده ، مي زنه بهش و مي ميره.اتفاقا اون روز لباسش هم سفيد بوده . احتمالا موقع جون دادن اين جمله ي معروفش روي لبش بوده :

"If there's only one way for ruining it , the worst person will find it"

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 17:37  توسط Milad | 





ريشه در اعماق اقيانوس دارد -  شايد - 

                    اين گيسو پريشان كرده

                                       بيد وحشي باران .

يا ، نه ، دريايي است گويي ، واژگونه ، بر فراز شهر ،

                                                 شهر سوگواران .

 

 

هر زماني كه فرو مي بارد از حد بيش

ريشه در من مي دواند پرسشي پيگير ، با تشويش :

رنگ  اين شب هاي وحشت را

                                   تواند شست آيا از دل ياران ؟

 

 

چشم ها و چشمه ها خشك اند .

روشني ها محو در تاريكي دلتنگ ،

همچنان كه نام ها در ننگ !

 

 

هرچه پيرامون ما غرق تباهي شد .

آه ، باران ،

اي اميد جان بيداران !

بر پليدي ها - كه ما عمري است در گرداب آن غرقيم -

                                         آيا‌، چيره خواهي شد ؟




+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 2:0  توسط Milad | 


لب بر لب  کوزه  بردم  از غایت  آز

تا   زو   طلبم   واسطه   عمر  دراز

لب بر لب من نهاد و می گفت به راز

می خور که  بدین  جهان نمی آیی  باز


+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 0:22  توسط Milad | 

photo by Milad J Moghadam


گاهي اوقات بعضي مردم از اين ناراحت ميشن كه چرا توي زندگي به دو راهي برخورد مي كنن....

ولي دو راهي هرچي باشه بهتر از يك راهه كه توش حق انتخاب نداشته باشي !




+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 23:52  توسط Milad | 

Can anybody fly this thing?
Before my head explodes.
Or my head starts to ring.

We've been living life inside a bubble.
We've been living life inside a bubble.
.
Confidence in you,
Is confidence in me?
Is confidence in high speed?

Can anybody stop this thing?
Before my head explodes.
Or my head starts to ring.

We've been living life inside a bubble.
We've been living life inside a bubble.

Confidence in you.
Is confidence in me?
Is confidence in high speed???

In high speed.
High speed,

High speed you on...
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 1:47  توسط Milad | 



 هاژارِه‌ی شاوان کاری پیم کِردَ عازیزم
اندوه شب‌ها بلایی بر سرم آورده، عزیزم
عاجز لَدِل بِیم راضی وَ مِردَن هی هاوار
عاجز از دلم شده‌ام و راضی به مردن، ای هوار
شیرین شیرینم، شیرین شَمامَ، ساتیگ نبینَم، خُاوَام حَرامَه
یار شیرینم، دلربای من، لحظه‌ای تو را نبینم، خواب بر من حرام است
شُیوه‌ی دلبری، لََتو تمامَ
شيوه‌ی دلبری، در تو تمام است

ای داد ای بیدَاد، کَس دیار نِیَه، عازیزم
ای داد بيداد، کسی پیدایش نیست عزیزم
کَس لَدردِ کَس خَوَردار نِیَه عازیزم
کسی از درد کسی خبردار نيست عزیزم
شیرین شیرینم، شیرین شَمامَ، ساتیگ نبینَم، خُاوَام حَرامَه
یار شیرینم، دلربای من، لحظه‌ای تو را نبینم، خواب بر من حرام است
شُیوه‌ی دلبری، لََتو تمامَ
شيوه ی دلبری، در تو تمام است

خُوَام کرمانشانی، یارَم قصریه، عازیزم
خودم کرمانشاهیم، یارم قصر شیرینی
خاطرخوای بیمَ، تقصیرَم نیَه، هی هاوار
خاطرخواه شده‌ام، تقصيری ندارم، ای هوار
شیرین شیرینم، شیرین شَمامَ، ساتیگ نبینَم، خُاوَام حَرامَه
یار شیرینم، دلربای من، لحظه‌ای تو را نبینم، خواب بر من حرام است
شُیوه‌ی دلبری، لََتو تمامَ شيوه ی دلبری، در تو تمام است...


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 1:31  توسط Milad | 


dude i totally miss you,

i really fu**ing miss you,
im all alone,
all the time,
all the time,

dude i totally miss you,
the things we do together,
where have you gone?

totally miss the honesty,
and special times and honestly,
i totally miss the fu**ed up things you do,

dude i totally miss you,
i totally miss you,
dude i totally miss you,
all the time,

totally miss the honesty,
and special times and honestly,
i totally miss the fu**ed up things you do,

dude i totally miss you,
i totally miss you,
dude i totally miss you,
all the time,


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 19:40  توسط Milad | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 19:37  توسط Milad | 


Be honest with yourself and everybody els...if you want me to check out your comments 


no more nicknames



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 19:6  توسط Milad | 

photo by Milad.J.Moghadam

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 0:37  توسط Milad | 

photo by Milad.J.Moghadam

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 0:30  توسط Milad | 

photo by Milad.J.Moghadam



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 0:19  توسط Milad | 

photo by Milad.J.Moghadam                                      

                                           

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 0:11  توسط Milad | 


I wanna make you smile whenever you're sad.
 Carry you around when your arthritis is bad.
Oh, all I wanna do is grow old with you.

I'll get your medicine when your tummy aches.
Build you a fire if the furnace breaks.
 Oh, I could be the man who grows old with you.

I'll miss you, kiss you. Give you my coat when you are cold.
 Need you, feed you. Even let you hold the remote control.
So let me do the dishes in the kitchen sink.
Put you to bed when you've had too much to drink.
 Oh, I could be the man who grows old with you
.
I wanna grow old with you.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 19:39  توسط Milad | 

photo by Milad.J.Moghadam


نزديك بود پامو بزارم روش !  نشستم كنارش داد زدم :

- آخه تو به چه دردي ميخوري؟  هان؟؟ كره خر آخه اگه رفته بودم روت كه له شده بودي‌!!!!

داشتم ميرفتم كه يه صدا گفت :

- كره خر خودتي الدنگ !! خود خِرست به چه درد ميخوري؟؟

بعدشم خيلي با وقار پشت چشمي نازك كرد و رفت...خلاصه مورچه هه خجالتمون داد !

بعدشم رفتم تو فكر كه اون مورچه...من...بقيه مورچه ها و آدم ها...به چه درد مي خوريم؟  

كلآ چيزي اينجا وجود داره كه به درد بخوره ؟



+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 15:59  توسط Milad | 

photo by Milad J Moghadam


بیابان را سراسر مه گرفته است
چراغ قریه پنهان است
موجی گرم در خون بیابان است
بیابان خسته لب بسته نفس بشکسته
در هذیان گرم مه
عرق می ریزدش آهسته از هر بند
- بیابان را سراسر مه گرفته ( می گوید به خود عابر )

سگان قریه خاموشند
در شولای مه پنهان به خانه می رسم
گل کو ؟
نمی داند . مرا ناگاه در درگاه می بیند
به چشمش قطره اشکی
بر لبش لبخند
خواهد گفت :
بیابان را سراسر مه گرفته

با خود فکر می کردم
که مه گر همچنان تا صبح می پاییید
مردان جسور ازخفیه گاه خود به دیدار عزیزان باز می گشتند
بیابان را سراسر مه گرفته است
چراغ قریه پنهان است
موجی گرم در خون بیابان است

احمد شاملو
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 14:34  توسط Milad | 

photo by Milad.j.Moghadam



By the time you think you've started , you're approaching the end...

By the time you think you've won , you're starting to lose...

By the time you think you're in love , you're hating it...

By the time you think you're awake , you're dreaming...


and just by the time you think you're alive...

                                                  you're starting to die...

                                                                       We're all Dead Men Walking !



+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 13:14  توسط Milad |