![]() |
![]() |
|
| just by the time you think you're alive , you're starting to die.....We're all Dead Men Walking |
![]() این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت. پیرو زرتشت بدی یا مسیح؟ دوزخ ما چشم به راه شماست نه ,,نه,, نه توبه کنم باز, |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 23:19 توسط Milad |
|
|
photo by Milad J Moghadam يادآوري قوانين مورفي تسکين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه يک تکنسين خنگ تمام سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت: "اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه" و اين اولين قانون مورفي بود. در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند. " لبخند بزن... فردا روز بدتريه "
"If there's only one way for ruining it , the worst person will find it"
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 17:37 توسط Milad |
|
![]()
|
||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 2:0 توسط Milad |
|
|
لب بر لب کوزه بردم از غایت آز تا زو طلبم واسطه عمر دراز لب بر لب من نهاد و می گفت به راز می خور که بدین جهان نمی آیی باز
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم مهر 1388ساعت 0:22 توسط Milad |
|
![]() photo by Milad J Moghadam گاهي اوقات بعضي مردم از اين ناراحت ميشن كه چرا توي زندگي به دو راهي برخورد مي كنن.... ولي دو راهي هرچي باشه بهتر از يك راهه كه توش حق انتخاب نداشته باشي ! |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم مهر 1388ساعت 23:52 توسط Milad |
|
![]() Can anybody fly this thing? Before my head explodes. Or my head starts to ring. We've been living life inside a bubble. We've been living life inside a bubble. . Confidence in you, Is confidence in me? Is confidence in high speed? Can anybody stop this thing? Before my head explodes. Or my head starts to ring. We've been living life inside a bubble. We've been living life inside a bubble. Confidence in you. Is confidence in me? Is confidence in high speed??? In high speed. High speed, High speed you on... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 1:47 توسط Milad |
|
|
هاژارِهی شاوان کاری پیم کِردَ عازیزم ای داد ای بیدَاد، کَس دیار نِیَه، عازیزم خُوَام کرمانشانی، یارَم قصریه، عازیزم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 1:31 توسط Milad |
|
|
dude i totally miss you,
i really fu**ing miss you, |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 19:40 توسط Milad |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 19:37 توسط Milad |
|
|
Be honest with yourself and everybody els...if you want me to check out your comments no more nicknames
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 19:6 توسط Milad |
|
|
photo by Milad.J.Moghadam |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 0:37 توسط Milad |
|
|
photo by Milad.J.Moghadam |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 0:30 توسط Milad |
|
|
photo by Milad.J.Moghadam
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 0:19 توسط Milad |
|
|
photo by Milad.J.Moghadam
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 0:11 توسط Milad |
|
|
I wanna make you smile whenever you're sad. Carry you around when your arthritis is bad. Oh, all I wanna do is grow old with you. I'll get your medicine when your tummy aches. Build you a fire if the furnace breaks. Oh, I could be the man who grows old with you. I'll miss you, kiss you. Give you my coat when you are cold. Need you, feed you. Even let you hold the remote control. So let me do the dishes in the kitchen sink. Put you to bed when you've had too much to drink. Oh, I could be the man who grows old with you . I wanna grow old with you. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 19:39 توسط Milad |
|
![]() photo by Milad.J.Moghadam نزديك بود پامو بزارم روش ! نشستم كنارش داد زدم : - آخه تو به چه دردي ميخوري؟ هان؟؟ كره خر آخه اگه رفته بودم روت كه له شده بودي!!!! داشتم ميرفتم كه يه صدا گفت : - كره خر خودتي الدنگ !! خود خِرست به چه درد ميخوري؟؟ بعدشم خيلي با وقار پشت چشمي نازك كرد و رفت...خلاصه مورچه هه خجالتمون داد ! بعدشم رفتم تو فكر كه اون مورچه...من...بقيه مورچه ها و آدم ها...به چه درد مي خوريم؟ كلآ چيزي اينجا وجود داره كه به درد بخوره ؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 15:59 توسط Milad |
|
![]() photo by Milad J Moghadam چراغ قریه پنهان است موجی گرم در خون بیابان است بیابان خسته لب بسته نفس بشکسته در هذیان گرم مه عرق می ریزدش آهسته از هر بند - بیابان را سراسر مه گرفته ( می گوید به خود عابر ) سگان قریه خاموشند در شولای مه پنهان به خانه می رسم گل کو ؟ نمی داند . مرا ناگاه در درگاه می بیند به چشمش قطره اشکی بر لبش لبخند خواهد گفت : بیابان را سراسر مه گرفته با خود فکر می کردم که مه گر همچنان تا صبح می پاییید مردان جسور ازخفیه گاه خود به دیدار عزیزان باز می گشتند بیابان را سراسر مه گرفته است چراغ قریه پنهان است موجی گرم در خون بیابان است احمد شاملو |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 14:34 توسط Milad |
|
![]() photo by Milad.j.Moghadam By the time you think you've started , you're approaching the end... By the time you think you've won , you're starting to lose... By the time you think you're in love , you're hating it... By the time you think you're awake , you're dreaming... and just by the time you think you're alive... you're starting to die... We're all Dead Men Walking ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 13:14 توسط Milad |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
واسه دل خودمون مي نويسيم....
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم آبان 1388 هفته سوم مهر 1388 هفته اوّل مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته سوم شهریور 1388 |
| پیوندها |
|
وبلاگ بچه هاي كلاس تبديل تاريخ هجري به ميلادي براي عكس ديدن و آپلود كردن وبلاگ مصي وبلاگ استاد |
|
RSS
|